عید نوروز با پسر نازم
سلام ایلیا جون و همه دوستان عزیزی که ایلیا جونم دوست دارن عزیزم امسال اولین سالی است که تو کنار ما هستی و معنی واقعی زندگی و به من و بابا وحید دادی چه کیفی داشت وقتی کنار سفره هفت سین نشسته بودیم و دعا می کردیم برای پسرم برای خودمون و همه دوستان خوبم انشااله که سال خوبی باشه برای همه
عزیزم نمی دونی چه قدر شیطون شدی ما تا نیم ساعت قبل از سال تحویل نمی تونستیم میز و درست کنیم اخه جیگر طلا تو می یومدی همه رو بهم میزدی خراب می کردی کلافه شده بودیم وای که چه شیرین این لحظه ها فقط فقط می خندیدی و یواش یواش میرفتی سراغ هفت سین که من و بابا نفهمیم بعد که نگاهت می کردیم فرار می کردی با روروئکت و ما می خندیدیم و بابا وحید کارش شده بود که با تو بازی کنه و دنبالت کنه خیلی خوش گذشت مرسی پسرم تازه یه کار دیکه هم کردی که ما کلی خندیدیم رفتی سراغ شکلات کاکائو ها یدونه برداشتی و نمی دونم چه طوری پوست روش و کندی اما موفق شدی که کاکائو رو بخوری که ما اصلا حواسمون نبود تا نگاهت کردیم دیدم که صورت تمام کاکائوی شده و داری با لذت مکی خوری بابا وحید که امد ازت بگیره شروع کردی گریه کردن و دلمون نیومد که گریه کنی و بهت داد حسابی کثیف کاری کردی جیگر مامان فدات بشم

.gif)

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()



عید نوروز با پسر نازم 
